نوشته شده در تاريخ یکشنبه 12 بهمن 1393 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 86 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
بسم الله الرحمن الرحیم
این سرزمین پر از مردان مرد است. مردمان بزرگی که نمیشناسیمشان. مردان و زنان با غیرتی که نه نامی دارند و نه نشانی. اگر هم نامی و نشانی بوده به دست خودشان پاک کرده اند. مردمانی بی ادعا و ساده که کوهها در برابر عظمتشان مانند تپه های شن کودکان در ساحل دریا تسلیم و سر به زیر اند و دریاها در برابر عمق نگاهشان چاله های آب پیاده رو ها. نام و نشان آنها را فقط خدا دارد و بس. در زمین غریب اند و در آسمان ها عزیز.
مشکلات دنیا هر چقدر هم که پیچیده و کمرشکن باشند در دست تدبیرشان بازیچه ایست کودکانه.
اما موضوع اینجاست که نوع نگاهشان به همه چیز با ما متفاوت است. با نفس راحت طلب و ساده پذیر ما در تضاد است. با عقل ناقص ما جور در نمی آید و عاقبت اندیشی مادی ما به نگاه معنوی و باور عمیق آنها نمیرسد. ما که کم دنیا را زیاد و آخر کار را مرگ میدانیم یا درک نمیکنیم که سعادت ابدی مورد نظر آنها چیست یا مانند قصه های شاه پریان فقط شنیده ایم اما باورمان نشده است.
و نکته پر درد قصه همینجاست که ما به راه خودمانیم و گرد جهان میگردیم نه آرامشی هست و نه سرانجامی تا مرگ ما را دریابد و بفهمیم هر آنچه نمیپذیرفتیم حقیقت محض بود و ما گرفتار شعبده شیطان بودیم
تنها راه نجات بشر ایمان به مبداء و معاد است و آن زمان که ایمان بیاوریم و عمل صالح انجام دهیم راه رستگاری را میابیم. میفهمیم که کوهها با همه عظمتشان در برابر عظمت خداوند ناچیز اند و دریاها با همه عمق و گستردگیشان حقیر چرا که آفریده اویند و کلید همه چیز ایمان عملی است. ایمانی که در همه زندگیمان ساری و جاری باشد و بند بند وجودمان با ملاک ایمان عمل نمایند و چه آسان مینماید و چه مشکل نمایان میشود. والسلام
و انی لغفار لمن تاب و آمن ثم هدی
این مطلب تنها یک دلنوشته است
موضوعات مرتبط با این مطلب : همه دل نوشته ها
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
