X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد




بسم الله الرحمن الرحیم


پاشنه آشیل اقتصاد ما
پاشنه آشیل اقتصاد ما
پاشنه آشیل اقتصاد دلال واسطه انحصارطلب اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطینبسم الله الرحمن الرحیم   در این سال هایی که اخبار اقتصادی داخل و خارج را دنبال کرده ام به یک نکته اساس
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 بهمن 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 40 بار

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین

بسم الله الرحمن الرحیم

   در این سال هایی که اخبار اقتصادی داخل و خارج را دنبال کرده ام به یک نکته اساسی و یک ضعف بزرگ در اقتصاد ایران پی برده ام. البته این یک نظر شخصی و برداشتی حاصل از دانسته های محدودم در این زمینه است. و آن اینکه پاشنه آشیل اقتصاد ما و بزرگ ترین نقطه ضعف کشور در زمینه های اقتصادی که بر هر زمینه دیگری که با پول و تراکنش مالی در ارتباط است تاثیر مخرب و منفی میگذارد فقط و فقط دلال ها و واسطه های انحصار طلب هستند و لاغیر.
   این سنت شیطانی و این سرطان وخیم اقتصادی و فرهنگ خانمان برانداز اولین بار به صورت کلان توسط دولت های استعماری و بخصوص انگلیس به ایران تحمیل شد و پس از مقاومت علما و مبارزان و دلسوزان کم کم به صورت دیگری توسط عمال وابسته پیگیری شد. قراردادهایی که برای اشخاص خاص و محدودی سودآور است ولی برای جامعه و استقلال کشور از هر سمی بدتر است. این سرطان بدخیم اقتصادی امروزه آنچنان در میان سرمایه داران و عموم جامعه اقتصادی ایران ریشه دوانده که علاج آنی آن جز به معجزه ممکن نیست. و علاج معمولی آن نیز نیاز به زمانی بس طولانی و تجربه و خطای فراوان دارد. زیرا امروز همه استعمار را میشناسند و در استعمارگری استاد شده اند و دنیای اقتصادی امروز بر پایه استعمار و وابستگی و انحصارطلبی اداره میشود. اما! ملتی که کاملا بر استعمار غلبه کرده و پایه های اقتصادی خود را بر انسانیت بنا نهاده باشد میتوان گفت اصلا وجود ندارد. در همه جای این دنیا که بروی یک قانون کلی وجود دارد : "بخور وگرنه خورده خواهی شد".
در این میان کشور عزیز ما به پشتوانه فرهنگ غنی اسلامی و به رهبری امام خمینی کبیر رحمة الله علیه در برابر وابستگی و استعمار و استثمار قیام کرد و در برابر این قانون غیرانسانی غربی ایستاد. اما! به نظر اینجانب تا محو کامل این فرهنگ غلط مبارزه ای بس طولانی به طول صدها سال همچنان باقیست.به نظر حقیر امروز همان هایی که انحصار واردات را در اختیار دارند برای حفظ این منبع سودآور و بی دردسر شگردهای انگلیسی به کار میبرند و در همه جا نفوذ کرده اند. از اداره جات دولتی گرفته تا مجلس و ... . و از هیچ ظاهرسازی و دروغی نیز باکی ندارند. تنها راه چاره برای امثال من احتیاط و زندگی با قناعت است و تا آخر عمر باید سعی کنم تا خام تبلیغات پرفریب این پست تر از حیوانات نشوم. این انحصارطلبان از هیچ تلاشی و دروغی برای استمرار استثمار خود فروگذار نمیکنند. حتی به بازی گرفتن ایمان و اعتقادات مردم. پایان کلام را به این داستان سربسته ختم میکنم:
یکی از تولیدکنندگان سابقی که میشناسم و الآن مشغول ساخت و ساز است و از تولید دست کشیده (دستش را از تولید کشیدند و بیچاره اش کردند! حضرات انحصار طلب را میگویم!) مدتی پیش اقدام به ساخت قطعاتی از یک خودروی به ظاهر ملی کرد و در ابتدای کار با کیفیت بالا و قیمت مناسب توانست در بازار خودرو سهمی پیدا کند. پس از چندی به دلیل سود زیاد و استقبال فراوان اقدام به جذب سرمایه گذار و سرمایه گذاری تمام سرمایه و اعتبار شخصی اش در این کار خداپسندانه -و سودآور به حال ملت و از بین برنده وابستگی خارجی و رشد دهنده اقتصاد داخلی- کرد و در تمامی این مراحل این سوال در ذهنش مطرح بود که چرا با وجود آماده بودن بسترها و مواد اولیه سخت و نرم و بومی بودن علم و تکنولوژی این کار در طول این سالهای تولید خودرو در ایران این عرصه انقدر خالی است و تا به حال کسی اقدامی نکرده است. 
بالاخره پس از چندی جواب زحمات و سرمایه گذاریها و البته سوال خود را گرفت و آن وارد کننده و یا وارد کنندگان انحصار طلب که میتوانستند با سرمایه شان صد تا کارخانه مثل کارخانه این بدبخت را -که با کلی قرض و جذب سرمایه راه انداخته بود- بخرند و تبدیل به دستشویی و تخلی گاه عمومی کنند و ککشان هم نگزد در یک اقدام استکبار پسندانه و شیطان درس دهنده با فدا کردن مقدار کمی از سرمایه شان کلی قطعه مشابه با کیفیت پایین و ارزان از سرزمین اژدها وارد کشور کردند و با قیمتی تقریبا مساوی مفت به شرکت های خودروسازی عرضه کردند و آن شرکت ها هم که خوشحال و خندان خریدند و این بیچاره هم که بدبخت شد.
برای اطلاع شما این بیچاره الآن در حال بساز و بفروشی و تبدیل شدن به یکی از همان گرگ هاست و تولید آن خودروی به ظاهر ملی هم به جهت تحریم و عدم توانایی در وارد کردن قطعات (که این هم یکی دیگر از فکاهی های صنایع ملی و داخلی و بومی ماست!!!) متوقف گردید.البته مسئولین امر اعلام کردند که با محیط زیست هم خوانی نداشته!!!

خلاصه عرض پر دردم به حضور عنبرتان که با داستان هایی از این قبیل این شده که هر تحریم هم شده یک تهدید و هم بنده با وجود فشار بسیار شدیدی که از نظر اقتصادی به گرده ملت میاید یک جورهایی خوشحالم. ان شاء الله تحریم کنندگان خر شوند و در یک اجماع جهانی کاری کنند که علف بیابان بخوریم شاید کمی به خودمان آمدیم. با عرض معذرت.

در پایان یک جمله از یک شبکه اجتماعی که جیز است را کپی میکنم. امیدوارم صاحبش که معلوم نیست کیست راضی باشد:

"وقتی قلبت و غرورت با هم شکست بلندتر بخند تا کسی صدای شکستنشان را نشنود.!!!" 
والسلام علی من التبع الهدی
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : همه نظرات شخصی
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی