نوشته شده در تاريخ جمعه 22 دی 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 200 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
بسم الله الرحمن الرحیم
همیشه گفته اند: "هدف وسیله را توجیح نمیکند." و این حرف کاملا درستی است. در مکتب اسلام و مخصوصا تشیع هدف وسیله را توجیح نمیکند.
اما! امروز میخواهم از وسیله هایی صحبت کنم و از اهدافی که بسیار پسندیده و زیبا هستند. میدانم آنچه خواهم گفت ربطی به جمله معروفی که در بالا آمد ندارد. اما! بهانه ای شد برای درددلی تازه. امروز گرفتار دروغگوهایی شده ایم که خیلی قشنگ حرف میزنند و از اهداف زیبا میگویند و ظاهری مردم پسند و اسلامی میگیرند. از ولایت فقیه، از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، از پیغمبر اسلام، از جهاد و مقاومت میگویند و از هر چه که قاطبه مستضعف جهان قلبا میپسندند و به آن عشق میورزند، اما! در باطن و در خفا و در پشت آن ظاهر زیبا اهداف دنیوی و مادی خود را دنبال میکنند. به نظر این حقیر فتنه اکبر همین است و این همان فتنه ای است که دامن مردم زمان بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیه الصلوة و السلام را گرفت و تاریخ را به بیراهه ای برد که امروز ما شیعیان، یتیم و بینوا مانده ایم و غریب. این فتنه محملی جز بی بصیرتی و بی تفاوتی خواص ندارد. اینجانب مطمئنم که فتنه غصب خلافت و بی تفاوتی و بی بصیرتی خواص از زمان پیامبر اسلام و در زمان حیات ایشان آغاز شد. پرورش یافت و بالاخره پس از رحلت آن بزرگوار به بار نشست.
در این زمان عوامی چون این حقیر باید چشم و گوشمان را باز کنیم. دنبال هر کسی که تظاهری دارد و از عملش و نیاتش مطمئن نیستیم راه نیفتیم و به به و چه چه راه نیندازیم و به خاطر مطاع قلیل دنیا به چشم پوشی و بی تفاوتی و سیاهی لشگری این و آن روی نیاوریم. این حقیر که جز این چند خط و نظیر این، کار خاصی از دستم ساخته نیست. اما! آرزو میکنم در این دوره حساس تاریخی و در مقطع حساس کنونی عام و خاص به برکت بصیرت علوی و عشق حسینی این فتنه اکبر و این گردنه خطرناک بلا و این آزمایش بزرگ الهی را به سلامت پشت سر بگذارند و خود را برای آزمایش های بزرگ تر آماده کنند. ان شاء الله!
والسلام علی من التبع الهدی
به این مطلب امتیاز بدهید: موضوعات مرتبط با این مطلب : همه نظرات شخصیهمه دل نوشته ها
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ جمعه 15 دی 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 195 بار
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و من همزات الشياطين
بسم الله الرحمن الرحيم
اصلا حسين جنس غمش فرق ميكند
اين راه عشق، پيچ و خمش فرق ميكند
اينجا گدا هميشه طلبكار ميشود
اينجا كه آمدي كرمش فرق ميكند
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده محتشمش فرق ميكند
صد مرده زنده ميشود از ذكر يا حسين
عيساي خانواده دمش فرق ميكند
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم ميشود حرمش فرق ميكند
تنها نه اينكه جنس غمش، جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق ميكند
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد كاروان قدمش فرق ميكند
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همه اش فرق ميكند
سروده: علي زمانيان
والسلام علي من التبع الهدي
موضوعات مرتبط با این مطلب : همه اشعار و قطعات ادبی
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 دی 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 197 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر اینجانب پیام عزاداری در دهه اول محرم و ده روز قبل از سالگشت واقعه جانسوز عاشورا که توسط ائمه هدی علیهم السلام بنیانگذاری شده است این است که :
قبل از اینکه کار از کار بگذرد باید کاری کرد.
از همه عاشقان حسینی التماس دعا دارم.
اعظم الله اجورنا و اجورکم فی قتل مولانا الحسین علیه السلام
اجرکم عندالله
والسلام علي من التبع الهدي
به این مطلب امتیاز بدهید: موضوعات مرتبط با این مطلب : همه نظرات شخصی
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 دی 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 186 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
بسم الله الرحمن الرحیم
ز آن یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گوئی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان و این راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
که اش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوش تر که از مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده(چهارده) روایت
والسلام علی من التبع الهدی
**********
به این مطلب امتیاز بدهید: موضوعات مرتبط با این مطلب : همه اشعار و قطعات ادبی
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
