X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد




بسم الله الرحمن الرحیم


لطیفه و چیستان
لطیفه و چیستان
جک لطیفه چیستان پند خنده جالب اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطینبسم الله الرحمن الرحیمدر این پست لطیفه و چیستان هایی را که به نظرم جالب است قرار خواهم داد . مطالب این پست به رو
نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 3788 بار

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین

بسم الله الرحمن الرحیم
در این پست لطیفه و چیستان هایی را که به نظرم جالب است قرار خواهم داد . مطالب این پست به روز میشود . به روز شده در تاریخ 1392/02/16
***************************************************

معمای آلبرت انیشتین:(منبع: http://www.vase2.com/)
   میگویند انیشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی طرح کرده و به گفته او نودوهشت درصد(98%) مردم جهان در آن دوره نمی توانستند این معما را حل کنند.
متن معما:
*در خیابانی پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
*در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی میکند.
*این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت مینوشند ، سیگار متفاوت میکشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری میکنند.
سوال: کدامیک از آنها در خانه ماهی نگه میدارد؟
راهنمایی:
1.مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی میکند.
2.مرد سوئدی یک سگ دارد.
3.مرد دانمارکی چای مینوشد.
4.خانه سبز رنگ در سمت راست خانه سفید قرار دارد.
5.صاحبخانه خانه سبز قهوه مینوشد.
6.شخصی که سیگار Pall Mall میکشد پرنده پرورش میدهد.
7.صاحب خانه زرد سیگار Dunhil میکشد.
8.مردی که در خانه وسطی زندگی میکند شیر مینوشد.
9.مرد نروژی در اولین خانه زندگی میکند.
10.مردی که سیگار Blends میکشد در کنار مردی که گربه نگه میدارد زندگی میکند.
11.مردی که اسب نگهداری میکند کنار مردی که سیگار Dunhil میکشد زندگی میکند.
12.مردی که سیگار Blue Master میکشد آب میوه مینوشد.
13.مرد آلمانی سیگار Prince ld;an.
14.مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی میکند.
15.مردی که سیگار Blends میکشد همسایه ای دارد که آب مینوشد.
با تشکر از همسر عزیزم بابت جمع آوری مطالب
***************************************

***************************************

***************************************


لطیفه : ان شاء الله
روزی ملا نصرالدین برای فروش خرش راهی بازار شد . در حالی که افسار خر در دستش بود به یکی از رفقا برخورد . پس از سلام و حال و احوال رفیقش پرسید : به کجا میروی ؟
ملا جواب داد : میروم تا در بازار خرم را بفروشم .
رفیق ملا : بگو ان شاء الله
ملا : ان شاء الله نمیخواهد برادر . افسار خر در دست من و بازار در این نزدیکی و سکه ها هم در جیب خریدار .
رفیق ملا : خود دانی . از ما گفتن بود . خدا نگهدار .
ملا : خدا نگهدار .
ملا به سمت بازار به راه افتاد اما ! از بخت بد در بین راه خرش را دزدیدند . ملا دست از پا درازتر به سمت خانه بازگشت و در راه دوباره همان رفیقش را دید . پس از سلام و احوال پرسی :
رفیق ملا : چه خبر ملا ؟ خر را فروختی ؟
ملا : ان شاء الله خرم را دزدیدند . ان شاء الله به خانه میروم تا ان شاء الله کتک مفصلی از عیال بخورم . خدانگهدار.
رفیق ملا : خدا نگهدار .
البتهاین رو هم یادآوری کنم که با تلاش نیروهای خدوم پلیس خر ملا پیدا شد . 
والسلام
********************************************************
لطیفه : دزد بی گناه
شبی ملا نصرالدین فراموش کرد تا درب خانه را ببندد . نیمه شب وقتی ملا روی پشت بام خانه اش خوابیده بود دزدی آمد و خر ملا را برداشت که ببرد ملا متوجه شد و از بالای بام لحافش را روی دزد انداخت تا جلویش را بگیرد . دزد بی انصاف هم خر و لحاف را با هم برداشت و برد . ملا به سر زنان به کوچه آمد که آی دزد ! آی دزد ! مسلمانان به دادم برسید !
همسایه ها دور ملا را گرفتند و ملا سیر تا پیاز ماجرا را تعریف کرد . 
همسایه اول گفت : اشتباه کردی ملا ! باید حواست را جمع میکردی و در را میبستی .
همسایه دوم گفت : خر را هم .
همسایه سوم گفت : مرد حسابی حالا خرت را که برد لحاف را چرا انداختی که آن را هم ببرد .
همسایه چهارم گفت : آخر مسلمان ! خر و لحاف را که بردند . چرا سر و صدا راه انداختی و ما را بیدار کردی . میرفتی پیش پلیس .
ملا راه افتاد به سمت منزل .
همسایه ها نهیب زدند که : ملا ملا کجا میروی .
ملا گفت : ولا ! با حساب حرف های شما همه مقصرند غیر از آقا دزده . من میروم بخوابم تا مرا نبرده اید و تحویل پلیس نداده اید . شما هم شتر دیدی ندیدی .
خودمانیم هر چند آخرش آقا دزده را نیروهای پراقتدار پلیس دستگیر کردند اما ! این داستان شما را یاد شخص خاصی ، مصاحبه خاصی ، اظهار نظر خاصی درباره نابسامانی بازار نمی اندازد !
والسلام

*********************************************
لطیفه : اینطوری میگیرند!
شبی آقا خرسه تصمیم گرفت دیوار پشت باغش را خراب کند و فردایش یک دیوار محکم تر بسازد . پس پتک بزرگی برداشت و روانه شد . 
آقا الاغه او را دید و گفت : کجا ؟ چه خبر ؟ این پتک برای چیه ؟
آقا خرسه تصمیمش را شرح داد . 
آقا الاغه گفت : یه دقیقه صبر کن الآن برمیگردم . 
بعد رفت داخل خانه و با چراغی برگشت و با خرسی همراه شد . در راه از تجربیاتش در زمینه خراب کردن دیوار گفت و اینکه ده سال است تو کار پایین آوردن ساختمانهاست . و از همه جای جنگل سفارش دارد . میگفت که یک روش جدید دارد که موقع تخریب ساختمان را عینهو آکاردئون روی هم مینشاند و به این ترتیب در جاهای متراکم هم تخریب امکان پذیر شده است و همه از او تقدیر وتشکر کرده اند و قرار است سازمان حیوانات متحده به او جایزه صلح جهانی بدهد و از این حرف ها . خلاصه دو نفری رسیدند پای دیوار و آقا الاغه چراغ را دست آقا خرسه داد و پتک را از او گرفت و با یک گارد عجیبی آماده شد و ضربه محکمی به دیوار زد که در نتیجه یک آجر هم نیفتاد . 
آقا الاغه پتک را بدست آقا خرسه داد و چراغ را گرفت و عقب ایستاد و خطاب به آقا خرسه گفت : حالا تو بزن ! 
آقا خرسه هم زد و نصف دیوار آمد پایین . در این لحظه آقا خرسه به سمت آقا الاغه برگشت و در نور چراغ با خونسردی چشم تو چشم شدند و لحظاتی در سکوت کامل گذشت .
پس از چند لحظه ای سکوت آقا الاغه دهان نیمه بازش را بست و گلویش را صاف کرد و با یک قیافه حق به جانب نگاه عاقل اندر سفیهی به آقا خرسه انداخت و گفت : حال کردی ! چراغ رو اینجوری میگیرند . حالا برو بقیشو خراب کن ......
***************************************
میگن : مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تموم شدنش رو میبینی ولی پدر مثل خودکاره، یهو میبینی دیگه نمینویسه. اون موقع میفهمی تموم شده.
برای سلامتی همه پدر و مادرا صلوات.
*************************************** 
برای سلامتی اونی که نه ماه بهش لگد زدی ولی یه بارم ازت نپرسید "چرا؟" صلوات
***************************************
دو توصیه مهم برای سالم زندگی کردن:
1- حتی وقتی به ضررته راستشو بگو 
2- بعدش سریع فرار کن!
***************************************

والسلام علی من التبع الهدی

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : همه مطالب سرگرمی
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی