X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد




بسم الله الرحمن الرحیم


ساختن مملکت!
ساختن مملکت!
ساختن مملکت اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطینبسم الله الرحمن الرحیمیکی کهبسیار دوستش میدارم و فرمایشاتش سرمه چشمان من است روزهایی در جمع هایی که منشنونده گفت
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آذر 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 120 بار

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی که بسیار دوستش میدارم و فرمایشاتش سرمه چشمان من است روزهایی در جمع هایی که من شنونده گفته هایش بودم هی پشت سر هم میگفت:

"شما جوانان این مملکت باید با کار و تلاش و کوشش خستگی ناپذیر خود این کشور را به سمت قله های پیشرفت و افتخار ببرید."

آرزوی من و هر ایرانی دیگری همین است پس ابتدا نشستم و حسابی فکر کردم و از میان راه هایی که بلد بودم به نظر خودم بهترین راه را انتخاب کردم و طرحش  را نوشتم و مشورت ها کردم و رایزنی ها و همه تشویقم کردند و گفتند خوب است، اگر عملی بشود عالی است و غیره و غیره. بعدش راه افتادم و از این و آن پرسیدم:

(ببخشید! شما میدانید طرح هایم را برای ساختن مملکت باید کجا ببرم ؟) کسی پاسخی نداد.

بنده خدایی گفت: جای خاصی که در کشور نداریم.

گفتم: چرا. من مطمئنم داریم وگرنه آن آقایی که من خیلی دوستش میدارم نمیگفت "شما جوانان ..... الی آخر."

بنده خدا:  خیلی ساده ای.

جمله اش خیلی کلی بود و من نفهمیدم برای چی این حرف را زد. ولی در کل دنباله حرف را نگرفتم و به پرس و جویم برای یافتن آن جایی که جوانی مثل من را برای ساختن این مملکت راهنمایی و حمایت میکردادامه دادم.

یک بنده خدای دیگری گفت: طرح شما در مورد بهمان است و مسئول شماره 1 مسئول همان بهمان است.ببر پیش مسئول شماره 1. از او تشکر کردم و رفتم و به مسئول شماره 1 گفتم :

-بنده: به نام خدا سلام بنده فلان فلانی هستم طرحی که پیش روی شماست طرح بهمان است  و تقاضا دارم الطفات بفرمایید.

مسئول شماره 1: طرح مزخرفی است.

بنده: جمله شما خیلی کلی بود لطفا منظورتان از مزخرف را تبیین بفرمایید.

مسئول شماره 1: کارشناسی شده نیست.

بنده: کارشناسی شده است. اگر قسمت یا قسمت هایی از طرح را میگویید مشخص کنید تا یا از آن دفاع کنم و یا با راهنمایی های شما اصلاحش کنم.

مسئول شماره 1: هر چقدر اصلاح کنی بدرد نمیخورد چون نیاز کشور نیست.

بنده: طبق آمارهای فلان و طبق اظهارات مسئولین بهمان و طبق فرمایشات آن عزیزی که تاج سرم است این موضوع یکی از دغدغه های اصلی کشور است و من فکر میکنم که اگر در جهت طی مراحل اجرای آن به بنده کمک شود فلان تحریم کاملا بی اثر شده فلان قدر ارز به کشور برمیگردد. انقدر فرصت شغلی ایجاد میشود و غیره و غیره.

مسئول شماره 1: راستش اندازه دهن شما نیست.

بنده: ممنونم.دهن بنده باید  چه اندازه ای داشته باشد تا این طرح عملی شود؟

مسئول شماره 1:  خیلی ساده ای.

بنده: رفتم پی کارم. خب دیگر معلوم بود که برای این طرح از ایشان حمایتی دریافت نمیکنم.

مدتی گذشت و یکهو  دیدم طرح بنده به صورتی بسیار ابتدایی همراه با کلی اشکال توسط شرکت فلان دارد اجرا میشود. انقدر میلیارد تومان بودجه و حمایت گرفته و انقدر به به و چه چه پشت سرش است و مسئول شماره1  و عزیز دلم که فرمایشاتش آویزه گوشم است هم کلی خوشحال شده اند. از فرط خوشحالی سر به سجده شکر گذاشتم از اینکه بالاخره این طرح اجرایی شده شکر کردم و بعد به ذهنم رسید بروم و اشکالات کار را به آنها بگویم و حداقل اگر طرح خودم اجرایی نشد در اجرای هر چه بهتر طرح با توجه به علمی که دارم کمک کار باشم.

دیگر برایتان تعریف نمیکنم چه شد. فقط بدانید بالاخره آن دلسوز همه و آن یار و مددکارم و ولی نعمتم به دادم رسید و چند مساله را برایم روشن کرد تا انقدر فکر ساختن مملکت و اینها نباشم. در قسمتی از الطافش مرا با چند درخت خانوادگی مربوط به مسئول همان شرکت فلان آشنا کرد که توی یکی از آنها اسم مسئول شماره1 به چشم میخورد. و البته این درخت ها هر چه دنبال میکردی مسئولین شرکت ها و مسئولین شماره ایکس های زیادی در یک سلسله طولانی به هم متصل بودند.

البته آن ولی نعمت بی منت راه خدمت صادقانه و واقعی به مملکت و شادکردن دل آن عزیزدلم که سخنانش گردن آویز دلم است را نشانم داد. راهی ساده اما پیچیده. آسان اما مشکل. شدنی اما ناشدنی. سریع اما طولانی. کم اما زیاد و مخفی اما آشکار.

الآن که به آن روزهای ابتدایی حرکتم نگاه میکنم با خودم میگویم: چقدر ساده بودی بنده.

هنوز هم آن دلخوشی خوش سخنم میگوید: (شماجوانان.....غیره و غیره) و هنوز هم گاه گاهی طرحی، ایده ای، نظری یا راهی به فکرم میرسد. مینویسم و برای مسئولین ایکس و وای میبرم اما! قبل از حرکت نگاهی به نوشته هایم و نگاهی به خودم در آینه می اندازم و میگویم:  ساده نباش و زیاد پاپیش نشو. شاید روزی عزیز عزیز دلم آمد و اوضاع عوض شد یا اوضاع عوض شد و عزیز عزیز دلم آمد. خدا ارحم الراحمین است. یا زهرا سلام اللّه علیها.

والسلام علی من التبع الهدی
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : همه دل نوشته ها
____________________________________________________
برچسب ها:
,

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی