اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
دشمنی که خیلی ها را از پای درآورده و خودشان بی خبرند چون اولین کاری که میکند این است که چشم و گوشت را میبندد و آنوقت از خودت فاصله میگیری
به جای اینکه خودت باشی و خودت را آنطور که هستی بپذیری و ببینی یک بت بزرگ از خودت میتراشی اسمش را هم میگذاری "من" و انتظار داری که همه عالم و آدم در برابر عظمتش سجده کنند نعوذبالله میشوی خدا و همه هم بنده ات میشوند
نه پدر میشناسی و نه مادر نه دوست میشناسی و نه همسر نه بزرگ میفهمی و نه کوچک نه خدا و نه پیغمبر و بدتر از همه اینکه سالها گرفتار این دشمن جان میشوی و نمیفهمی حتی لحظه مرگ
دیگر حتی شیطان هم از تو فرار میکند گویی صدایش را میشنوم که میگوید صد رحمت به من اگر تو را ببرند جهنم پس جای من یکی با اینهمه جنایت بهشت است
در برابر چیزی که به نفعت نیست کرنش نمیکنی حتی اگر حق باشد حتی اگر ولایت امیرالمومنین باشد در حالی که خودت را پاک ترین و منزه ترین میدانی زشت ترین و کثیف ترین اعمال و سخنان و افکار را گردن مینهی و انگار نه انگار
برای همه کارهایت یک توجیه می آوری حتی اگر خودت هم استفراغت بگیرد اما کوتاه نمی آیی چون "من" هیچوقت کم نمی آورد یک کور متعصب زبان نفهم که هیچ منطقی در او اثر نمی کند
فرقی نمی کند چه شالوده ای داشته باشی مذهبی باشی یا بی قید و بند ورزشکار باشی یا تماشاچی فوتبال - بقال باشی یا وزیر در کنار پیغمبر باشی یا یزید بهشت بروی یا جهنم کار خودت را میکنی و حتی یک روز میشود که در برابر خودت هم می ایستی و با خودت لجبازی و عناد میکنی
نمیدانم اسمش را چه میگذاری اما تو را به خدا حداقل به خودت رحم کن و توبه کن خدا ارحم الراحمین است
خدایا توبه ! توبه ... !
خدایا رحم کن ! رحم ... !
موضوعات مرتبط با این مطلب : همه دل نوشته ها
برچسب ها:
