نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 بهمن 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 103 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
بسم الله الرحمن الرحیم
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه نباتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوش دل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
اینهمه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
یکی از مفاهیمی که در این غزل به خوبی تشبیه شده واژه صبر و مفهوم و فلسفه آن است. به بیت 6 و 7 دقت کنید. جناب حافظ صبر را به انتظار حل شدن نبات در آب داغ تشبیه کرده و کل مبحث صبر را در بیت هفتم خلاصه کرده است. واقعا زیبا و دلنشین. شاید بعدها اگر فرصتی بود توضیح بیشتری نوشتم.
والسلام علی من التبع الهدی
به این مطلب امتیاز بدهید: موضوعات مرتبط با این مطلب : همه نظرات شخصیهمه اشعار و قطعات ادبی
____________________________________________________
برچسب ها: تفسیر صبر,تعبیر زیبایی از ماهیت صبر,شعر حافظ
برچسب ها: تفسیر صبر,تعبیر زیبایی از ماهیت صبر,شعر حافظ
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 دی 1391 توسط اباذر حسن زاده | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 186 بار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من همزات الشیاطین
بسم الله الرحمن الرحیم
ز آن یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گوئی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان و این راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
که اش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوش تر که از مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده(چهارده) روایت
والسلام علی من التبع الهدی
**********
به این مطلب امتیاز بدهید: موضوعات مرتبط با این مطلب : همه اشعار و قطعات ادبی
